به حق دوستی آستین و خنجر ها
زمین به نام شما ثبت شد برادر ها
دوباره قصهء پرواز باز در پاییز
دوباره رفتن و گم گشتن کبوتر ها
دوباره مثل همیشه در آخر بازی
کنار کاسهء سرهاست کیسهء زرها
دوباره مثل همیشه خطای بازنده
دوباره مثل همیشه سکوت داور ها
دوباره هر رگ ابلیس ریسمانی شد
به خود گره زد و آویخت از صنوبر ها
دوباره یار،همان دار آن سوی دیوار
و انتظار ، همان انتظار کیفر ها
ولی حدود همین بیت های پاییزی
زمان گذشت و فرو ریخت برگ دفترها
                                                      م.ر.یعقوبی