بهاریه سروده شادروان ملک الشعرا بهار (1265-1330شمسی) به مناسبت رسیدن نوروز پیشکش میشود به خوانندگان گرامی به ویژه دوست عزیزی که اشعاری درباره بهار خواسته بودند.

نوبهار است و بود پرگل و شاداب چمن

همه گلها بشکفتند به غیر از گل من

تا به چند ای گل نازک ز چمن دلگیری

خیز و با من قدمی نه به تماشای چمن

حیف باشد دل آزاده به نوروز غمین

این من امروز شنیدم ز زبان سوسن

هفت شین ساز، مکن جان من اندر شب عید

شکوه و شین1 و شغب،2 شهقه3  و شور و شیون

هفت سین ساز کن از سبزه و از سنبل و سیب

سنجد و ساز و سرود و سمنو، سلوی و من4

باشد این هفت به همراه تو و در بر تو

از قد و چهره و خال و لب و گیسو و ذقن5

هفت سین را به یکی سفره دلخواه بنه

هفت شین را به در خانه بدخواه فکن

صبح عید است برون کن ز دل این تاریکی

کآخر این شام سیه خانه نماید روشن

رسم نوروز به جای آور و از یزدان خواه

کآورد حالت ما باز به حالی احسن

----------------------------------

1- بدی، زشتی

2- شور و غوغا

3-نعره زدن، شیون کردن

4- من و سلوی: طعام و نان و شیرینی که از آسمان برای اصحاب موسی (ع) میرسید.

5- چانه